معنی ۱neutral · 90%
چیزی را نگه داشتن و از جایی به جای دیگر بردن
مثالهای طبیعی
Ich trage die schweren Taschen nach Hause.
کیسههای سنگین را تا خانه میبرم.
Kannst du diesen Karton tragen?
میتوانی این کارتن را حمل کنی؟
Der Vater trägt das Kind auf dem Arm.
پدر کودک را در بغل حمل میکند.
نکتهٔ کاربردی
چیزی که حمل میشود Akkusativ است.
ترکیبهای رایج
— کیف حمل کردن

