معنی ۱neutral · 90%
عنصر اساسی و پشتیبان که نبودش یک نظام، سازمان یا راهبرد را بهطور جدی تضعیف میکند
مثالهای طبیعی
Der Mittelstand gilt als tragende Säule der regionalen Wirtschaft.
کسبوکارهای کوچک و متوسط ستون اصلی اقتصاد منطقه بهشمار میروند.
Sie war über Jahre eine tragende Säule des Teams.
او سالها یکی از ستونهای اصلی تیم بود.
Eine verlässliche Pflegeversicherung ist eine tragende Säule des Sozialsystems.
بیمهٔ مراقبت قابلاعتماد یکی از ارکان اساسی نظام اجتماعی است.
نکتهٔ کاربردی
این عبارت معمولاً مجازی است و اهمیت بنیادی و ساختاری را میرساند.
