کسی را با سرزنش، درخواستهای آزارنده، ضربه یا رفتار ناخوشایند تحت فشار گذاشتن.
مثالهای طبیعی
Die Reporter traktierten die Ministerin nach der Sitzung mit immer neuen Fragen.
خبرنگاران پس از جلسه وزیر را با پرسشهای پیدرپی کلافه کردند.
Der Nachbar traktiert uns seit Wochen mit ohrenbetäubender Musik.
همسایه هفتههاست با موسیقی گوشخراش ما را آزار میدهد.
Nach Zeugenaussagen traktierten die Angreifer den Mann mit Faustschlägen.
به گفتهٔ شاهدان، مهاجمان آن مرد را بارها با مشت زدند.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً با «mit Fragen/Vorwürfen/Schlägen» میآید؛ معنای قدیمی پذیراییِ فراوان امروز رایج نیست.
