بردن مسافر از یک مکان به مکان دیگر، مثلاً از فرودگاه به هتل.
مثالهای طبیعی
Unser Transfer vom Flughafen zum Hotel wartet am Ausgang.
ترانسفر ما از فرودگاه به هتل کنار خروجی منتظر است.
Der Transfer dauert bei wenig Verkehr etwa dreißig Minuten.
این جابهجایی با ترافیک کم حدود سی دقیقه طول میکشد.
Bitte bestätigen Sie den Transfer für vier Personen.
لطفاً ترانسفر چهار نفر را تأیید کنید.
نکتهٔ کاربردی
Transfer مذکر است و جمع آن Transfers است؛ در سفر معمولاً به رفتوآمد هماهنگشده میان ایستگاه و محل اقامت گفته میشود.
درس کوتاه: Transfer
بردن مسافر از یک مکان به مکان دیگر، مثلاً از فرودگاه به هتل. Transfer مذکر است و جمع آن Transfers است؛ در سفر معمولاً به رفتوآمد هماهنگشده میان ایستگاه و محل اقامت گفته میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Transfer» مطابقت دارد؟
