فرایندی که طی آن چیزی به شکل یا وضعیت دیگری درمیآید.
مثالهای طبیعی
Die Transformation der alten Fabrik dauert mehrere Jahre.
دگرگونی کارخانهٔ قدیمی چند سال طول میکشد.
Im Unterricht beobachten wir die Transformation einer Raupe.
در کلاس دگردیسی یک لارو پروانه را مشاهده میکنیم.
Die digitale Transformation verändert viele Arbeitsabläufe.
تحول دیجیتال بسیاری از روندهای کاری را تغییر میدهد.
نکتهٔ کاربردی
Transformation مؤنث است و جمع آن Transformationen است؛ این واژه در فناوری، علوم طبیعی و تحول سازمانی بهکار میرود.
درس کوتاه: Transformation
فرایندی که طی آن چیزی به شکل یا وضعیت دیگری درمیآید. Transformation مؤنث است و جمع آن Transformationen است؛ این واژه در فناوری، علوم طبیعی و تحول سازمانی بهکار میرود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Transformation» مطابقت دارد؟
