به کسی یا منبعی اعتماد داشتن و آن را قابلاعتماد دانستن
مثالهای طبیعی
Ich traue meiner Schwester, weil sie immer ehrlich zu mir ist.
به خواهرم اعتماد دارم، چون همیشه با من صادق است.
Diesem günstigen Angebot traue ich nicht.
به این پیشنهاد ارزان اعتماد ندارم.
Wir trauen unserem Kollegen diese Aufgabe zu.
ما باور داریم همکارمان از پس این کار برمیآید.
نکتهٔ کاربردی
الگوی اصلی برای اعتماد jemandem trauen است. شخص مورد اعتماد با Akkusativ نمیآید.

