معنی ۱neutral; personal and formal contexts · 82%
اندوه عمیق، بهویژه پس از درگذشت کسی.
مثالهای طبیعی
Nach dem Tod ihres Großvaters brauchte sie Zeit für ihre Trauer.
پس از درگذشت پدربزرگش، برای سوگواری به زمان نیاز داشت.
Die Nachbarn drückten der Familie ihre Trauer aus.
همسایهها اندوه خود را به خانواده ابراز کردند.
Schwarze Kleidung ist in dieser Kultur ein Zeichen der Trauer.
در این فرهنگ، لباس سیاه نشانهٔ سوگواری است.
نکتهٔ کاربردی
Trauer احساس پس از فقدان است؛ تعبیرهایی مانند «سوگ کسی را داشتن» و «اندوه را بیان کردن» رایجاند.
درس کوتاه: Trauer
اندوه عمیق، بهویژه پس از درگذشت کسی. Trauer احساس پس از فقدان است؛ تعبیرهایی مانند «سوگ کسی را داشتن» و «اندوه را بیان کردن» رایجاند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Trauer» مطابقت دارد؟
