وضعیتی تأسفبار یا شرمآور که بسیار بد و ناامیدکننده پیش میرود
مثالهای طبیعی
Die Umsetzung des Projekts entwickelte sich zu einem organisatorischen Trauerspiel.
اجرای پروژه به یک افتضاح مدیریتی تبدیل شد.
Die zweite Halbzeit war aus Sicht der Fans ein einziges Trauerspiel.
از نظر هواداران، نیمهٔ دوم یک نمایش کاملاً تأسفبار بود.
Das monatelange Zuständigkeitschaos geriet zum politischen Trauerspiel.
آشفتگی چندماههٔ مسئولیتها به یک افتضاح سیاسی تبدیل شد.
نکتهٔ کاربردی
کاربرد مجازی آن ارزیابانه و گاه طعنهآمیز است و بد پیش رفتن یک وضعیت را نقد میکند.
