معنی ۱neutral; sports and everyday contexts · 82%
ضربه، پرتاب یا شوت موفق؛ در ورزش همچنین گل.
مثالهای طبیعی
Mit dem letzten Schuss gelang der Mannschaft noch ein Treffer.
تیم با آخرین شوت یک گل دیگر زد.
Der Pfeil traf die Mitte, ein sauberer Treffer.
تیر به مرکز خورد؛ ضربهای دقیق بود.
Kurz vor der Pause verhinderte der Torwart den Treffer.
دروازهبان درست پیش از پایان نیمه مانع گل شد.
نکتهٔ کاربردی
Treffer یعنی ضربه یا پرتاب به هدف رسیده؛ در فوتبال به گل زدهشده هم گفته میشود.
درس کوتاه: Treffer
ضربه، پرتاب یا شوت موفق؛ در ورزش همچنین گل. Treffer یعنی ضربه یا پرتاب به هدف رسیده؛ در فوتبال به گل زدهشده هم گفته میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Treffer» مطابقت دارد؟
