معنی ۱neutral; especially common in northern Germany · 82%
میز یا پیشخوان بلندی که پشت آن به مهمانان یا مشتریان خدمت میکنند.
مثالهای طبیعی
Am Tresen bestellte sie einen Tee und ein Stück Kuchen.
او کنار پیشخوان چای و یک تکه کیک سفارش داد.
Der Barkeeper stellte zwei Gläser auf den Tresen.
متصدی بار دو لیوان روی پیشخوان گذاشت.
Bitte warten Sie am Tresen, bis jemand Ihnen hilft.
لطفاً کنار پیشخوان منتظر بمانید تا کسی به شما کمک کند.
نکتهٔ کاربردی
Tresen بهویژه در شمال آلمان برای پیشخوان خدمت در میخانه، کافه یا فروشگاه بهکار میرود.
درس کوتاه: Tresen
میز یا پیشخوان بلندی که پشت آن به مهمانان یا مشتریان خدمت میکنند. Tresen بهویژه در شمال آلمان برای پیشخوان خدمت در میخانه، کافه یا فروشگاه بهکار میرود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Tresen» مطابقت دارد؟
