معنی ۱neutral · 88%
با پا روی چیزی، داخل جایی یا به سمت مکانی قدم گذاشتن
مثالهای طبیعی
Tritt bitte nicht auf das Kabel.
لطفاً روی کابل پا نگذار.
Als sie in den Raum tritt, wird es plötzlich still.
وقتی وارد اتاق میشود، ناگهان همهجا ساکت میشود.
Er tritt vor die Tür, um kurz zu telefonieren.
او برای یک تماس کوتاه از در بیرون میرود.
نکتهٔ کاربردی
برای حرکت به سمت سطح یا فضا، Akkusativ رایج است: auf das Kabel treten، in den Raum treten. این فعل جداشدنی نیست.

