معنی ۱neutral · 89%
پیروزشدن یا قاطعانه بر رقیب یا مانعی غلبهکردن.
مثالهای طبیعی
Nach zwei Niederlagen triumphierte die Läuferin endlich im Finale.
دونده پس از دو شکست سرانجام در مسابقهٔ نهایی پیروز شد.
Vor Gericht triumphierte schließlich das Recht auf freie Meinungsäußerung.
در دادگاه سرانجام حق آزادی بیان پیروز شد.
Trotz heftigen Widerstands triumphierte ihr Vorschlag bei der Abstimmung.
پیشنهاد او با وجود مخالفت شدید در رأیگیری پیروز شد.
نکتهٔ کاربردی
«über + Akkusativ» موضوع غلبه را بیان میکند.
