Trockenheit
C2اسمخشکسال، خشک سالی، تنگسال
JadoLearn Dictionary
Trockenheit یعنی خشکسال. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
خشکسال، خشک سالی، تنگسال
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خشکسال، خشک سالی، تنگسال
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.