معنی ۱informal · 86%
چیزی را با صدای بلند و جلبتوجهکننده، اغلب با لحن فخرفروشانه، اعلام کردن
مثالهای طبیعی
Das Unternehmen trompetete seinen angeblichen Durchbruch in alle Medien.
شرکت دستاورد ادعایی خود را در همهٔ رسانهها جار زد.
Du musst die Neuigkeit nicht gleich im ganzen Büro herumtrompeten.
لازم نیست خبر را فوراً در تمام اداره جار بزنی.
Die Partei trompetete ihre Erfolge, verschwieg aber die Kosten.
حزب موفقیتهایش را با آبوتاب اعلام کرد، اما دربارهٔ هزینهها سکوت کرد.
نکتهٔ کاربردی
کاربرد مجازی محاورهای است و معمولاً تبلیغ افراطی یا فخرفروشی را القا میکند.
