معنی ۱neutral · 88%
مقدار بسیار کم و معمولاً گردِ یک مایع؛ قطره
مثالهای طبیعی
Die ersten Tropfen fallen auf das Fenster.
اولین قطرهها روی پنجره میافتند.
Gib nur ein paar Tropfen Zitronensaft dazu.
فقط چند قطره آبلیمو اضافه کن.
Am Rand des Waschbeckens hängen noch einige Tropfen Wasser.
هنوز چند قطره آب روی لبهٔ روشویی مانده است.
نکتهٔ کاربردی
شکل جمع تغییر نمیکند: ein Tropfen، zwei Tropfen. عبارتهای رایج ein Tropfen Wasser و ein paar Tropfen هستند.

