معنی ۱neutral · 90%
در برابر شخص، نیرو، خطر یا شرایط دشوار مقاومت کردن
مثالهای طبیعی
Die alte Hütte trotzte jahrelang Wind und Schnee.
کلبهٔ قدیمی سالها در برابر باد و برف دوام آورد.
Die Abgeordnete trotzte dem massiven Druck ihrer eigenen Partei.
نماینده در برابر فشار شدید حزب خودش مقاومت کرد.
Sein Körper trotzte der schweren Infektion länger als erwartet.
بدن او بیش از انتظار در برابر عفونت شدید مقاومت کرد.
نکتهٔ کاربردی
فعل trotzen معمولاً متمم داتیو میگیرد، نه آکوزاتیو.
