تکهای پارچه برای پاککردن، خشککردن، پوشاندن یا محافظت از چیزی
مثالهای طبیعی
Nimm bitte ein feuchtes Tuch und wisch den Tisch ab.
لطفاً یک دستمال مرطوب بردار و میز را پاک کن.
Sie legte ein Tuch über den alten Spiegel.
او پارچهای روی آینهٔ قدیمی انداخت.
Der Mechaniker trocknete seine Hände mit einem Tuch.
مکانیک دستهایش را با یک دستمال خشک کرد.
نکتهٔ کاربردی
در این معنی، Tuch یک تکه پارچهٔ عمومی برای کاربرد عملی است؛ واژههایی مثل Handtuch یا Geschirrtuch دقیقترند.

