معنی ۱neutral; transport and construction · 82%
گذرگاهی زیرزمینی برای راه یا راهآهن که از کوه یا زیر آب میگذرد.
مثالهای طبیعی
Der Zug fährt gleich durch einen langen Tunnel.
قطار تا لحظاتی دیگر از تونلی طولانی خواهد گذشت.
Wegen der Bauarbeiten bleibt der Tunnel heute gesperrt.
تونل امروز بهدلیل عملیات ساختمانی بسته میماند.
Die Arbeiter bohren einen Tunnel unter dem Fluss.
کارگران زیر رودخانه تونلی حفر میکنند.
نکتهٔ کاربردی
Tunnel مذکر است؛ جمع آن معمولاً Tunnel و بهندرت Tunnels است.
درس کوتاه: Tunnel
گذرگاهی زیرزمینی برای راه یا راهآهن که از کوه یا زیر آب میگذرد. Tunnel مذکر است؛ جمع آن معمولاً Tunnel و بهندرت Tunnels است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Tunnel» مطابقت دارد؟
