Tutor
C2اسممربی، آموزنده، آموزگار
JadoLearn Dictionary
Tutor یعنی مربی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مربی، آموزنده، آموزگار
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مدرس، سخنران، مربی
مدرس، سخنران، مربی
مربی، واگن راه آهن، مربی ورزش
رهبر ارکستر، مخدوم، سنیور
شک گرای، دیرباور، شکاک
مربی، آموزنده، آموزگار
مدرس، سخنران، مربی
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.