معنی ۱neutral · 92%
نمای یا درک کلی که مهمترین بخشها را بدون همهٔ جزئیات نشان میدهد
مثالهای طبیعی
Die erste Folie gibt einen Überblick über das Projekt.
اسلاید اول نمایی کلی از پروژه میدهد.
Nach der Wiederholung habe ich wieder einen guten Überblick.
بعد از مرور دوباره دید کلی خوبی دارم.
Bei vielen Aufgaben verliert man schnell den Überblick.
با کارهای زیاد آدم سریع دید کلیاش را از دست میدهد.
نکتهٔ کاربردی
عبارتهای بسیار رایج einen Überblick geben، sich einen Überblick verschaffen، den Überblick behalten و den Überblick verlieren هستند.
