گذرگاه یا محل عبور از یک سمت یا ناحیه به سمت دیگر
مثالهای طبیعی
Der Übergang zu Gleis fünf befindet sich am Ende des Bahnsteigs.
گذرگاهِ سکوی پنج در انتهای سکو قرار دارد.
Der Übergang ist wegen Bauarbeiten geschlossen.
گذرگاه بهدلیل عملیات ساختمانی بسته است.
Benutzen Sie den Übergang zwischen den beiden Terminals.
از گذرگاه بین دو ترمینال استفاده کنید.
نکتهٔ کاربردی
در معنی فیزیکی، Übergang معمولاً به گذرگاه، نقطهٔ عبور یا اتصال میان دو ناحیه اشاره دارد.

