معنی ۱neutral · 86%
یک وظیفه، نقش، مدیریت یا مسئولیت را از شخص یا نهاد دیگری پذیرفتن و مسئول آن شدن
مثالهای طبیعی
Ab Montag übernimmt Lena die Kundenanfragen.
از دوشنبه لنا رسیدگی به درخواستهای مشتریان را بر عهده میگیرد.
Er übernimmt im Januar die Leitung der Abteilung.
او در ژانویه مدیریت بخش را بر عهده میگیرد.
Wir übernehmen die Verantwortung für die Umsetzung.
مسئولیت اجرا را بر عهده میگیریم.
نکتهٔ کاربردی
مفعولهای رایج شامل Aufgabe، Rolle، Leitung و Verantwortung هستند؛ این رکورد بر کار و مسئولیت تمرکز دارد.

