معنی ۱neutral · 86%
چیزی را بررسی کردن تا از درستی، کامل بودن، کارکرد یا وضعیت مناسب آن مطمئن شویم
مثالهای طبیعی
Bitte überprüfe die Zahlen vor dem Versand des Berichts.
لطفاً پیش از ارسال گزارش اعداد را بررسی کن.
Die Juristin überprüft den Vertrag auf Fehler.
حقوقدان قرارداد را از نظر خطا بررسی میکند.
Ein Techniker überprüft das System jeden Morgen.
یک تکنسین هر صبح سیستم را بررسی میکند.
نکتهٔ کاربردی
الگوی رایج: etwas auf + Akkusativ überprüfen، مثل einen Vertrag auf Fehler überprüfen.

