معنی ۱neutral · 86%
شخصی که کارش برگرداندن متن نوشتاری از یک زبان به زبان دیگر است
مثالهای طبیعی
Der Übersetzer arbeitet gerade an der deutschen Ausgabe des Romans.
مترجم در حال حاضر روی نسخهٔ آلمانی رمان کار میکند.
Für den Bericht suchen wir einen erfahrenen Übersetzer.
برای این گزارش به دنبال یک مترجم باتجربه هستیم.
Der Übersetzer vergleicht seine Fassung noch einmal mit dem Original.
مترجم یک بار دیگر نسخهٔ خود را با متن اصلی مقایسه میکند.
نکتهٔ کاربردی
جمع نیز Übersetzer است: ein Übersetzer، zwei Übersetzer. برای مترجم زن معمولاً Übersetzerin بهکار میرود.

