معنی ۱neutral · 90%
کسی را قانع کردن که چیزی درست یا ایدهٔ خوبی است
مثالهای طبیعی
Ich versuche, meinen Kollegen von der Idee zu überzeugen.
سعی میکنم همکارم را دربارهٔ ایده قانع کنم.
Der Verkäufer überzeugt mich von dem Produkt.
فروشنده مرا دربارهٔ محصول قانع میکند.
Sie hat das Team mit guten Argumenten überzeugt.
او با دلایل خوب تیم را قانع کرد.
نکتهٔ کاربردی
von با Dativ میآید: von der Idee، von dem Produkt.
ترکیبهای رایج
— کسی را قانع کردن

