معنی ۱neutral · 92%
توانا در قانع کردن دیگران، چون چیزی منطقی، معتبر یا مؤثر به نظر میرسد
مثالهای طبیعی
Ihre Präsentation war klar, strukturiert und sehr überzeugend.
ارائهٔ او روشن، منظم و بسیار قانعکننده بود.
Das stärkste Argument klingt für mich besonders überzeugend.
قویترین استدلال برای من بهویژه قانعکننده به نظر میرسد.
Er erklärte seine Motivation ruhig und überzeugend.
او انگیزهاش را آرام و قانعکننده توضیح داد.
نکتهٔ کاربردی
überzeugend میتواند صفتِ پیش از اسم، صفت خبری یا قید باشد و شکلهای مقایسهای آن برای مقایسهٔ میزان قانعکنندگی طبیعیاند.
