باور یا عقیدهای راسخ که فرد آن را درست یا صحیح میداند
مثالهای طبیعی
Ich bin der Überzeugung, dass die Lösung langfristig günstiger ist.
من بر این باورم که این راهحل در بلندمدت ارزانتر است.
Sie verzichtet aus Überzeugung auf Produkte mit Tierversuchen.
او از روی باور شخصی از محصولات آزمایششده روی حیوانات استفاده نمیکند.
Trotz unterschiedlicher Überzeugungen konnten sie sich einigen.
با وجود باورهای متفاوت، توانستند به توافق برسند.
نکتهٔ کاربردی
der Überzeugung sein, dass ... روش رسمیتری برای گفتن «معتقد بودن که...» است. aus Überzeugung یعنی فرد از روی باور واقعی عمل میکند.

