معنی ۱neutral · 86%
خشکیِ کنار رودخانه، دریاچه یا پهنهٔ آبی داخلی
مثالهای طبیعی
Wir gingen am Ufer des Flusses entlang.
در امتداد کنارهٔ رودخانه قدم زدیم.
Am anderen Ufer des Sees gibt es einen ruhigen Picknickplatz.
در ساحل دیگر دریاچه یک جای آرام برای پیکنیک هست.
Das Wasser trat über die Ufer.
آب از کنارههای رودخانه سرریز کرد.
نکتهٔ کاربردی
Ufer معمولاً برای رودخانه و دریاچه است؛ برای دریا بسته به منظور Küste یا Strand طبیعیتر است.

