معنی ۱neutral · 92%
پوششدهندهٔ بسیاری از جنبههای مهم و در نتیجه گسترده یا تقریباً کامل
مثالهای طبیعی
Die Studie bietet einen umfassenden Überblick über den Arbeitsmarkt.
این مطالعه تصویری جامع از بازار کار ارائه میدهد.
Auf der Webseite finden Sie umfassende Informationen zur Bewerbung.
در وبسایت اطلاعات جامعی دربارهٔ درخواست پیدا میکنید.
Sie verfügt über umfassende Kenntnisse im Projektmanagement.
او دانش گستردهای در مدیریت پروژه دارد.
نکتهٔ کاربردی
umfassend بر گستردگی و پوشش تأکید دارد و لزوماً به معنی کامل بودن صددرصدی نیست.
