معنی ۱neutral · 86%
نظرسنجیای که برای جمعآوری نظر، ترجیح یا اطلاعات از افراد سؤال میکند
مثالهای طبیعی
Das Unternehmen führt eine Umfrage zur Kundenzufriedenheit durch.
شرکت دربارهٔ رضایت مشتریان نظرسنجی انجام میدهد.
An der Umfrage nahmen zweihundert Schüler teil.
دویست دانشآموز در نظرسنجی شرکت کردند.
Laut einer aktuellen Umfrage unterstützen viele Befragte den Vorschlag.
طبق یک نظرسنجی اخیر، بسیاری از پاسخدهندگان از پیشنهاد حمایت میکنند.
نکتهٔ کاربردی
افعال رایج: eine Umfrage durchführen، an einer Umfrage teilnehmen و eine Umfrage auswerten.

