umgarnen
B1فعلدهنه، مدخل، دخول
JadoLearn Dictionary
umgarnen یعنی دهنه. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دهنه، مدخل، دخول
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
فریفتن، وسوسه کردن، از راه بدر بردن
عدل کردن، بسته بندی کردن، انباشتن
عزیمت، طلسم، درست نوشتن
عزیمت، طلسم، درست نوشتن
آهن ربا کردن، افسونکردن، مفتون ساختن
دهنه، مدخل، دخول
دهنه، مدخل، دخول
دهنه، مدخل، دخول
دهنه، مدخل، دخول
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.