umgeben
B1فعلدرمیان گذاشتن، پیوست کردن، ضمیمه کردن
JadoLearn Dictionary
umgeben یعنی درمیان گذاشتن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
درمیان گذاشتن، پیوست کردن، ضمیمه کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
درمیان گذاشتن، پیوست کردن، ضمیمه کردن
چار چوب، پاپوش دوختن، شاسی
آغشتن، لک کردن، نامشخص بنظر آمدن
قاطع ساختن، مشت کردن، احاطه شدن
قاطع ساختن، مشت کردن، کفن پیچ کردن
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
اسیر کردن، به تصرف درآوردن، تسخیر
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.