معنی ۱neutral · 86%
با فرد، وسیله یا موقعیتی به شیوهای مشخص برخورد یا کار کردن
مثالهای طبیعی
Sie geht sehr geduldig mit schwierigen Kunden um.
او با مشتریان دشوار با صبر زیادی برخورد میکند.
Kannst du mit diesem Programm sicher umgehen?
میتوانی با این برنامه با اطمینان کار کنی؟
Wir müssen verantwortungsvoll mit persönlichen Daten umgehen.
باید با دادههای شخصی مسئولانه برخورد کنیم.
نکتهٔ کاربردی
الگوی اصلی mit + Dativ است: mit Kunden umgehen، mit Geld umgehen. در جملهٔ اصلی فعل جدا میشود: Sie geht gut damit um.

