معنی ۱formal · 90%
دور زدن آگاهانهٔ قانون، الزام، کنترل یا مانع
مثالهای طبیعی
Die Konstruktion diente offenbar der Umgehung steuerlicher Vorschriften.
این سازوکار ظاهراً برای دور زدن مقررات مالیاتی طراحی شده بود.
Die Software verhindert die Umgehung der Zugangskontrolle.
نرمافزار از دور زدن کنترل دسترسی جلوگیری میکند.
Mehrere kleine Aufträge wirkten wie eine Umgehung der Ausschreibungspflicht.
چند قرارداد کوچک شبیه روشی برای دور زدن الزام مناقصه بود.
نکتهٔ کاربردی
Umgehung برای دور زدن مانع فیزیکی میتواند خنثی باشد، اما در زمینهٔ نهادی اغلب معنای اجتناب عمدی دارد.
