نگاه را به جهتهای گوناگون گرداندن و اطراف را دیدن.
مثالهای طبیعی
Im neuen Klassenzimmer sahen sich die Kinder neugierig um.
بچهها با کنجکاوی در کلاس تازه به اطراف نگاه کردند.
Sie sah sich im Bahnhof nach dem richtigen Gleis um.
او در ایستگاه به دنبال سکوی درست گشت.
Bevor er eintrat, sah er sich kurz im Flur um.
پیش از ورود، او لحظهای در راهرو به اطراف نگاه کرد.
نکتهٔ کاربردی
در این معنا umsehen بازتابی و جداشدنی است: sich im Raum umsehen. فعل قوی است و Perfekt آن hat sich umgesehen است.
درس کوتاه: umsehen
نگاه را به جهتهای گوناگون گرداندن و اطراف را دیدن. در این معنا umsehen بازتابی و جداشدنی است: sich im Raum umsehen. فعل قوی است و Perfekt آن hat sich umgesehen است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «umsehen» مطابقت دارد؟
