همراه با شکل مقایسهای برای نشان دادن اینکه با تغییر یک عامل، تغییر دیگری نیز بیشتر میشود
مثالهای طبیعی
Je regelmäßiger du übst, umso sicherer wirst du beim Sprechen.
هرچه منظمتر تمرین کنی، هنگام صحبت کردن مطمئنتر میشوی.
Je später wir beginnen, umso größer wird der Zeitdruck.
هرچه دیرتر شروع کنیم، فشار زمانی بیشتر میشود.
Nach dem Gespräch erschien die Entscheidung umso sinnvoller.
بعد از گفتوگو، تصمیم بیش از پیش منطقی به نظر رسید.
نکتهٔ کاربردی
در ساختار نسبتی، je عامل اولِ در حال تغییر را میآورد و umso نتیجهٔ متناسب را؛ umso بدون je هم میتواند معنی «بیش از پیش» بدهد.
