umstellen
A2فعلانتقال، واکهداشتن، واکهداردن
JadoLearn Dictionary
umstellen یعنی انتقال. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
انتقال، واکهداشتن، واکهداردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
انشعاب رود، وسیله نقلیه، سند انتقال
عیان، مبرهن، صاف
بقتل رساندن، به قتل رساندن، ذبح کردن
انتقال، واکهداشتن، واکهداردن
ملتفت شدن، ادراک کردن، درک کردن
جابجا سازی، انتقال دادن، نقل کردن
سرکوب کردن، فرو نشاندن، سرکوبی کردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
افزودن، علاوه کردن، اضافه نمودن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.