معنی ۱neutral · 89%
توجه ناکافی که ممکن است به خطا یا آسیبی قابلپیشگیری بینجامد.
مثالهای طبیعی
Eine kurze Unachtsamkeit am Steuer hätte beinahe einen Unfall verursacht.
لحظهای بیدقتی پشت فرمان نزدیک بود باعث تصادف شود.
Der Fehler entstand nicht durch Absicht, sondern durch schlichte Unachtsamkeit.
اشتباه از روی عمد نبود، بلکه از بیدقتی ساده ناشی شد.
Wiederholte Unachtsamkeiten bei der Dateneingabe verzögerten die Abrechnung.
بیدقتیهای مکرر هنگام ورود دادهها، صدور صورتحساب را به تأخیر انداخت.
نکتهٔ کاربردی
«aus Unachtsamkeit» علت خطا را بیان میکند؛ جمع برای موارد جداگانه است.
