معنی ۱formal · 90%
محفوظ از تعرض، نقض یا زیر سؤال بردن و تلقیشده بهعنوان خدشهناپذیر
مثالهای طبیعی
Die Würde des Menschen gilt als unantastbar.
کرامت انسان خدشهناپذیر تلقی میشود.
Auch langjährige Traditionen sind nicht grundsätzlich unantastbar.
حتی سنتهای دیرینه هم اصولاً خدشهناپذیر نیستند.
Bestimmte Grundrechte müssen auch in Krisenzeiten unantastbar bleiben.
برخی حقوق بنیادین حتی در زمان بحران باید خدشهناپذیر بمانند.
نکتهٔ کاربردی
این صفت اغلب لحن حقوقی، اخلاقی یا هنجاری قوی دارد.
