توانایی برخورد با افراد یا مسائل بدون پیشداوری و جانبداری.
مثالهای طبیعی
Die Richterin prüfte den Fall mit der gebotenen Unbefangenheit.
قاضی پرونده را با بیطرفیِ لازم بررسی کرد.
Seine Unbefangenheit gegenüber fremden Lebensweisen beeindruckte die Reisenden.
برخورد بیپیشداوریِ او با شیوههای زندگی ناآشنا، مسافران را تحت تأثیر قرار داد.
Für die Untersuchung war die Unbefangenheit aller Gutachter entscheidend.
بیطرفی همهٔ کارشناسان برای تحقیق حیاتی بود.
نکتهٔ کاربردی
در «mit Unbefangenheit prüfen» نبودِ پیشداوری مهم است.
