معنی ۱neutral · 88%
بدون مزاحمت، دخالت یا آزار باقیمانده
مثالهای طبیعی
Die Wanderer konnten den abgelegenen Weg unbehelligt passieren.
کوهنوردان توانستند بدون مزاحمت از مسیر دورافتاده عبور کنند.
Der Betrüger agierte jahrelang nahezu unbehelligt.
کلاهبردار سالها تقریباً بدون مزاحمت فعالیت کرد.
In dem Schutzgebiet können seltene Vögel weitgehend unbehelligt brüten.
در منطقهٔ حفاظتشده، پرندگان کمیاب تا حد زیادی بدون مزاحمت زادآوری میکنند.
نکتهٔ کاربردی
unbehelligt لحن نسبتاً رسمی دارد و بر نبود مزاحمت یا دخالت تأکید میکند.
