معنی ۱neutral · 86%
ناشناخته، نامعلوم یا برای کسی ناآشنا
مثالهای طبیعی
Die genaue Ursache der Beschwerden ist noch unbekannt.
علت دقیق علائم هنوز نامعلوم است.
Mich hat eine unbekannte Nummer angerufen.
یک شمارهٔ ناشناس با من تماس گرفت.
Diese Gegend ist mir noch ziemlich unbekannt.
این منطقه هنوز برای من نسبتاً ناآشناست.
نکتهٔ کاربردی
برای «برای کسی ناآشنا بودن» از داتیو استفاده میشود: Die Gegend ist mir unbekannt. متضاد آن bekannt است.

