unbewohnt
B1صفتنقی، نظیف کردن، پاکیزه کردن
JadoLearn Dictionary
unbewohnt یعنی نقی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نقی، نظیف کردن، پاکیزه کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تراشه، از یاد بردن، از ذهن بردن
خطیر، موقرانه، وخیم
خطیر، موقرانه، وخیم
تک و تنها، تکی، بلاوارث
تک و تنها، تکی، بلاوارث
تک و تنها، تکی، بلاوارث
تک و تنها، تکی، بلاوارث
معین، محقق، حتمی الاجراء
قابل، باکفایت، لایق
قابل، باکفایت، لایق
معین، محقق، حتمی الاجراء
معین، محقق، حتمی الاجراء
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.