معنی ۱informal · 84%
ناهموار و ناموزون
مثالهای طبیعی
Der alte Boden ist unegal und muss vor dem Verlegen geschliffen werden.
کف قدیمی ناهموار است و پیش از نصب باید سمباده بخورد.
Die Glasur ist an den Rändern etwas unegal geraten.
لعاب در لبهها کمی ناموزون از کار درآمده است.
Eine unegale Naht verriet die hastige Reparatur.
دوخت نامنظم نشان میداد تعمیر با عجله انجام شده است.
نکتهٔ کاربردی
«unegal» مفهوم «ناهموار و ناموزون» را میرساند و هم پیش از اسم و هم در جایگاه گزاره بهکار میرود.
