معنی ۱neutral · 88%
ارائه یا انجامشده بدون دریافت پول یا حقالزحمه
مثالهای طبیعی
Die Beratung wird für Betroffene unentgeltlich angeboten.
مشاوره برای افراد ذینفع رایگان ارائه میشود.
Die Tätigkeit erfolgte zunächst unentgeltlich.
این فعالیت در ابتدا بدون حقالزحمه انجام شد.
Die Räume dürfen Vereinen unentgeltlich überlassen werden.
فضاها میتوانند رایگان در اختیار انجمنها قرار گیرند.
نکتهٔ کاربردی
unentgeltlich دقیق و رسمی است؛ در گفتار روزمره معمولاً kostenlos طبیعیتر است.
