معنی ۱neutral · 84%
خارج از توان مالی
مثالهای طبیعی
Eine Wohnung im Zentrum ist für viele Familien unerschwinglich geworden.
خانه در مرکز شهر برای بسیاری از خانوادهها دیگر قابلخرید نیست.
Die Behandlung wäre ohne Versicherung unerschwinglich.
هزینهٔ درمان بدون بیمه کمرشکن میشد.
Früher galt das Gerät als unerschwinglicher Luxus.
این دستگاه زمانی کالایی تجملی و دور از دسترس بود.
نکتهٔ کاربردی
«unerschwinglich» مفهوم «خارج از توان مالی» را میرساند و هم پیش از اسم و هم در جایگاه گزاره بهکار میرود.
