معنی ۱neutral · 88%
چیزی را ذکر نکردن یا در گفتار و نوشتار ناگفته گذاشتن
مثالهای طبیعی
Der Bericht lässt die langfristigen Kosten völlig unerwähnt.
گزارش هزینههای بلندمدت را کاملاً ناگفته میگذارد.
Aus Zeitgründen ließ sie die historischen Details unerwähnt.
بهدلیل کمبود وقت، جزئیات تاریخی را ذکر نکرد.
Er ließ unerwähnt, dass er selbst an der Entscheidung beteiligt war.
او ذکر نکرد که خودش در تصمیمگیری نقش داشته است.
نکتهٔ کاربردی
وقتی متمم جملهای باشد، ساختار رایج این است: unerwähnt lassen + dass-Satz.
