معنی ۱neutral; news and everyday situations · 82%
از پیش پیشبینینشده و در نتیجه غافلگیرکننده.
مثالهای طبیعی
Ein unerwarteter Anruf brachte gute Nachrichten.
تماسی غیرمنتظره خبرهای خوبی آورد.
Der Zug hielt unerwartet mitten auf der Strecke.
قطار بهطور غیرمنتظره در میانهٔ مسیر ایستاد.
Ihre unerwartete Hilfe rettete den ganzen Ausflug.
کمک غیرمنتظرهٔ او کل گردش را نجات داد.
نکتهٔ کاربردی
unerwartet رویدادی را توصیف میکند که کسی انتظارش را نداشته؛ میتواند صفت، قید یا اسمشده باشد.
درس کوتاه: unerwartet
از پیش پیشبینینشده و در نتیجه غافلگیرکننده. unerwartet رویدادی را توصیف میکند که کسی انتظارش را نداشته؛ میتواند صفت، قید یا اسمشده باشد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «unerwartet» مطابقت دارد؟
