معنی ۱neutral · 86%
تقریبی و نه دقیق؛ نزدیک به مقدار، زمان یا ارزش واقعی
مثالهای طبیعی
Kannst du mir einen ungefähren Preis nennen?
میتوانی یک قیمت تقریبی به من بگویی؟
Die Fahrt dauert ungefähr neunzig Minuten.
این مسیر حدود نود دقیقه طول میکشد.
Wir rechnen mit ungefähr fünfzig Gästen.
حدود پنجاه مهمان را پیشبینی میکنیم.
نکتهٔ کاربردی
در کاربرد وصفی صرف میشود: ein ungefährer Wert، eine ungefähre Zeit. پیش از عدد معمولاً بدون پسوند میآید: ungefähr 50 Euro.

