معنی ۱neutral · 88%
بدون خجالت یا ملاحظه، گاهی تا حدی گستاخانه
مثالهای طبیعی
Er bediente sich ungeniert an den Ideen seiner Kolleginnen.
او بیپروا ایدههای همکارانش را به نام خود استفاده کرد.
Sie fragte ungeniert nach dem Gehalt des neuen Chefs.
او بیمحابا دربارهٔ حقوق رئیس جدید پرسید.
Die Gäste rauchten ungeniert direkt neben dem Eingang.
مهمانان بیملاحظه درست کنار ورودی سیگار میکشیدند.
نکتهٔ کاربردی
ungeniert گاهی خنثی یا مثبت است، اما وقتی مرزهای اجتماعی نادیده گرفته شوند اغلب بار انتقادی دارد.
